سيد صادق سجادى

86

تاريخ برمكيان ( فارسى )

بر ضد آنان بياغالند . اين ثروت و شوكت را در حدى دانسته‌اند كه حتى نزديكترين خويشاوندان آنان چون بنى قحطبه را كه دائيهاى جعفر برمكى بودند بر ضد ايشان به كار واداشت و محبّت خويشاوندى را از ميان برداشت « 1 » . چه گفته‌اند تمام درآمد قلمرو خلافت به خزانهء برمكيان وارد مىشد و از آنجا براى مخارج گوناگون حواله مىگرديد و خليفه را بر آن دستى نبود « 2 » . از اسماعيل بن يحيى هاشمى نقل كرده‌اند كه هارون در شكارگاه ، از موكب پر شكوه و بزرگ جعفر ، و نيز روستاهاى آباد و ثروتمندى كه در راه مىديد و چون از صاحب آنان مىپرسيد مىگفتند از آن جعفر برمكى است ، حيرت و خشم خويش پنهان نتوانست كرد و نزد اسماعيل شكوه‌ها كرد كه برمكيان بر همه چيز دست انداخته‌اند و هاشميان را بندهء خويش گردانيده‌اند و فرزندان ما را از اين املاك و ثروتها بىنصيب گذاشته‌اند « 3 » . اين مرد هاشمى در فرصتى به نزد جعفر رفت و بدون اشاره به آنچه ميان او و هارون گذشته بود ، پيشنهاد كرد كه بعضى املاك و روستاهاى خويش را براى جلب خليفه به نام فرزندان او كند . امّا جعفر برآشفت و استقرار دولت و وجود هارون را به بركت وجود برمكيان دانست و درشتيها كرد « 4 » . صورت ديگرى از همين روايت حاكى است كه يحيى كه تغيير حالت هارون را نسبت به برمكيان احساس كرده بود به نزد يكى از دوستان هاشمى خويش رفت تا با وى مشورت كند . آن مرد او را پند داد كه چون هارون دوست مىدارد فرزندانش صاحب مال و ضياع گردند ، خوب است كه وزير بخشى از املاك و اموالى را كه به ياران و دوستانش داده بازپس گرفته به فرزندان خليفه منتقل كند . امّا يحيى گفت اگر نعمت از خود من سلب گردد بهتر است تا آن را از دست كسانى پس گيرم كه خود بديشان بخشيده‌ام « 5 » . ابن عبد ربه آورده كه چون آن هاشمى شش سال پيش از زوال برمكيان از خشم و حسد هارون نسبت به آنان آگاه شد ، عزلت گزيد و در آن سالها نزد برمكيان نرفت « 6 » . از آن سوى نويسندگان از اموال هنگفتى ياد كرده‌اند كه برمكيان براى خود و

--> ( 1 ) . ابن خلدون ، مقدمه ، 16 . ( 2 ) . مسعودى ، مروج ، 3 / 368 . ( 3 ) . اتليدى ، 87 - 88 ؛ تاريخ آل برمك ، مجموعه شفر ، 36 - 40 كه نام راوى را اسماعيل بن عيسى هاشمى آورده است . ( 4 ) . اتليدى ، 89 . ( 5 ) . جهشيارى ، ص 146 . ( 6 ) . عقد الفريد ، 5 / 66 .